بوی سعادت در بازار آینده کالا

ساخت وبلاگ

  • کاهش نرخ واقعی ایالات متحده در دهه 2000 و اوایل سال 2010. مضامین و چارچوب: مرکانتیلیسم (با خصوصیات چینی) و حوزه همبستگی $ $ $ مرتبط ، محصول حاشیه ای سرمایه در ایالات متحده را تضعیف می کند و همزمان افزایش تقاضای غیر آمریکایی برای خزانه داری ایالات متحده.
  • بازار نوظهور در دهه 2000 بهتر است. مضامین و چارچوب: مرکانتیلیسم (با ویژگی های چینی) هم توسعه بلوک $/حوزه همکار چینی و سوپر چرخه کالا را به وجود آورد ، در حالی که نئولیبرالیسم Apex از اصلاحات نهادی حمایت می کرد که باعث کاهش حق بیمه EM می شد ، همه اینها سرمایه گذاری مستقیم خارجی را که افزایش یافته است تشویق می کند. بهره وری و منجر به رشد سریع اقتصادی شد.
  • پایان "گناه اصلی" بازارهای نوظهور و رشد بازارهای اوراق قرضه محلی EM ، توسعه ای که با ابتکار عمل G7 پشتیبانی می شود که من در خزانه داری ایالات متحده رهبری کردم. مضامین و چارچوب: بلوک $/حوزه همکار چینی ثبات جدیدی را در بسیاری از نرخ ارز EM فراهم می کند در حالی که اصلاحات نهادی که توسط بسیاری انجام شده است به عنوان بخشی از نئولیبرالیسم اوج ، حق بیمه EM را کاهش می دهد.
  • بحران مالی جهانی (البته به پذیرش خطاهای زیر مراجعه کنید). مضامین و چارچوب: مرکانتیلیسم (با خصوصیات چینی) و حوزه همبستگی $ $/چینی به طور همزمان انگیزه های مربوط به تأمین مالی بدهی در ایالات متحده را افزایش می دهد (به عنوان تقاضای اوراق بهادار USD "ایمن" در سطح جهان افزایش یافته است) ضمن اینکه ما به عنوان ابزارهای بازپرداخت ما به عنوان حاشیه ایالات متحده تضعیف می شود. محصول سرمایه در کالاهای معامله شده سقوط کرد. همراه با مقررات ضعیف با طراحی بانکی که به بانک ها امکان می دهد خود را فراتر از قصد تنظیم کننده ها (نئولیبرالیسم apex) ، "پیچیدگی آبشار" قرار دهند.
  • عدم موفقیت QE در تولید تورم پس از GFC. مضامین و چارچوب: اعتقاد به این است: انتظارات تورم در بین رشد و رشد درآمد بی حسی و کاهش درآمد بی حسی پایدار بود ، کاهش نرخ بهره واقعی به عنوان نرخ اسمی در حد صفر پایین تر و حاکی از تقاضای پایدار پول است. پر کردن بانک ها با ذخایر بیشتر هیچ یک از این متغیرها را تغییر نداد. همانطور که کینز هفت دهه قبل توصیف کرد - در صورت عدم وجود نرخ اسمی منفی - خط مشی پولی در حد صفر پایین معادل "فشار دادن به یک رشته" است.
  • عدم تأثیر رواناب ترازنامه بر نرخ بهره. مضامین و چارچوب: اعتقاد به وجود و تئوری نمونه کارها تئوری غالب "تعادل نمونه کارها" QE را رد کرد. QE یک تعهد معتبر توسط بانکهای مرکزی برای نگه داشتن نرخ ها بود و انتظارات را برای نرخ های آینده و در نتیجه منحنی عملکرد سرکوب می کرد. به همین دلیل است که "Tantrum Taper" بیشترین تأثیرات خود را در نرخ 5-5 سال پیش رو داشت زیرا انتظارات برای نرخ افزایش افزایش یافته است ، در حالی که نرخ های رو به جلو طولانی کاهش می یابد. با کاهش ترازنامه فدرال ، اقدامات حق بیمه مدت طولانی همچنان در حال کاهش است.
  • اوج رشد چین در سال 2011. مضامین و چارچوب: مرکانتیلیسم (با ویژگی های چینی) منجر به کمک های ناپایدار سرمایه گذاری به تولید ناخالص داخلی و فروپاشی در محصول حاشیه ای چین در میان بدهی های بزرگ به تولید ناخالص داخلی شد ، پدیده ای که با افزایش 50 ٪ چین به اوج خود رسید. اعتبار داخلی در پاسخ به GFC. بودجه داخلی بدهی خود چین را در طرح سرکوب مالی خود به دام انداخت ، و تلاش های خود را برای باز کردن $ بلوک/حوزه همکار چینی خود و بین المللی سازی مجدد از بین می برد و بین المللی سازی به عنوان یک حساب سرمایه بسته برای جلوگیری از پرواز پس انداز و فروپاشی حباب بدهی لازم است. بشراین حباب بدهی خود تأمین شده حاکی از آن است که تلفات ناشی از سرمایه گذاری بیش از حد در قالب رشد کندتر "استهلاک" می شود.
  • کم کاری بازار در حال ظهور دهه گذشته (و احتمالاً دهه آینده). مضامین و چارچوب: اصلاحات نهادی در EM با اعتبار سیاست ایالات متحده قبل از GFC تحت نولیبرالیسم Apex به اوج خود رسید. اوج چین در مرکانتیلیسم (با ویژگی های چینی) در سال 2011 و پایان مرتبط با ابر چرخه کالا به مزایای اقتصادی "بسته" حوزه همزمان $ بلوک/چینی پایان داد ، در حالی که همزمان ظهور بومی سازی شروع به تغییر تولید به پیشرفته کرداقتصاددر میان رکود رشد و اصلاحات پشتی ، قیمت های EM FX و دارایی به نظر می رسید (و به دنبال نگاه خود ادامه می دهند) بیش از حد ارزشمند و گسترش خطر بسیار نازک است.
  • سقوط سهم ذخیره USD در دهه 2000 و سهم افزایش یافته از زمان اوج چین. مضامین و چارچوب: تجمع انبوه ذخیره عظیم مورد نیاز برای حفظ کمبود ارزش بلوک $/حوزه همزمان چینی به عنوان "ثروت حاکمیتی" دیده می شود که نیاز به تنوع دارد ، نه یک فروشگاه نقدینگی برای بحران ها ، و منجر به سقوط متعاقب آن شد. سهم USD از ذخایر. با این حال ، باز بودن مالی بیشتر و ادعاهای مرزی که همراه با نئولیبرالیسم اوج لزوماً دلالت بر افزایش متناسب در خروج سرمایه در دوره های گریز از ریسک دارد. یعنی ذخایر بزرگ از نظر تاریخی به اندازه درک در واقعیت نبود. از آنجا که چین و بلوک/حوزه همکار چینی $ پس از سال 2011 کند شد و آنتروپی جهانی عدم اطمینان را با تأثیرات حضار بر روی ریسک ریسک افزایش داد ، بازارهای نوظهور که در سال 2014 به طرز دردناکی آموخته اند که ذخایر نه بیش از حد و نه ثروت حاکم است ، بلکه در عوض نقدینگی لازم است و اینخصوصیات پناهگاه امن USD بی نظیر بود.
  • تورم کم و در حال سقوط در سال 2010. مضامین و چارچوب: مفقود شدن ، مؤلفه غیر قابل توضیح تورم جهانی که منجر به دو دهه تورم بیش از حد توسط اقتصاددانان شده بود ، هیچ نشانه ای از کاهش نشان نداد و به نظر می رسد ناشی از ادامه اسلایدها در انتظارات تورم (اعتقاد به وجود) به عنوان بانک های مرکزی است. با محدودیت صفر پایین مبارزه کرد. پایان این روند ، هر دو بانک مرکزی را ملزم می کند تا تعهد معتبر تری برای افزایش تورم در رابطه با شوک تورم مثبت پایدار داشته باشند.
  • (روند) پایین آمدن نرخ واقعی بلند مدت ایالات متحده ، اوج بالاتر از حد انتظار در نرخ صندوق های فدرال و از ارزش سهام ایالات متحده در دهه گذشته. مضامین و چارچوب: اوج چین در سال 2011 تحت Mercantilism (با ویژگی های چینی) و انحلال بلوک $/حوزه همکار چینی به روند سقوط نرخ واقعی ایالات متحده که ایجاد کرده اند پایان داد. اما تا زمانی که بومی سازی بخار کافی جمع نشود - و بخش خصوصی ایالات متحده از آن استفاده کرده بود - که باز بودن ایالات متحده و رهبری فناوری به اندازه کافی بازده ایالات متحده را به سرمایه افزایش داد تا از افزایش نرخ واقعی ایالات متحده حمایت کند. حمایت سیاسی دولت ترامپ (سیاست خشم) برای بومی سازی ، بازگشت دیگری را به بازده نسبی ایالات متحده به سرمایه داد و کاوید دوباره این پدیده ها را بیشتر (و احتمالاً پایدارتر) تسریع کرد.
  • کاپیتولاسیون رهبری/مدیریت قیمت عربستان سعودی در سال 2014 در مواجهه با افزایش تولید تنگ نفتی ایالات متحده که منجر به پایین آمدن قیمت نفت خام پایین تر و بی ثبات تر می شود. مضامین و چارچوب: پایان سوپر چرخه کالا که توسط اوج چین تحت عمل جراحی (با ویژگی های چینی) به وجود آمده است ، رشد تقاضای نفتی بی امان را متوقف کرده و به نوآوری و رژیم دوستانه ایالات متحده اجازه می دهد تا رهبری قیمت عربستان سعودی را با تولید تنگ نفت تضعیف کند. دینامیک کارتل همراه با حداکثر رساندن قیمت بلند مدت عربستان سعودی منجر به فروپاشی در رشته اوپک تحت فشار سعودی و پایین تر و پایین تر قیمت نفت خام شد.
  • تغییر نوسانات مالی به سطح متوسط پایین تر با انفجارهای مکرر و کوتاه تر در طی یک دهه گذشته. مضامین و چارچوب: افزایش عدم اطمینان در سیاست (سیاست خشم) ، ژئوپلیتیک (آنتروپی جهانی) ، فناوری (بومی سازی) و سیاست (مفقود شدن) در میان آبشارهای پیچیدگی ، سهام نسبی از کل خطر را به دور از منابع قابل اندازه گیری به سمت منابع غیرقابل توصیف تغییر داد. پیامدهای ضد شهود در افزایش عدم اطمینان ، نوسانات متوسط کمتری است زیرا در معرض خطر فعال شدن عقب نشینی در اطلاعات ، با انفجارهای خشونت آمیز فعالیت قیمت در هنگام فاش شدن اطلاعات جدید است.
  • تداوم محدودیت های عرضه پس از فاکتور و تورم پایدار که توسط سیاست های بانک مرکزی آینه عقب پشتیبانی می شود و منجر به تلنگر در جهت عدم وجود مفقود می شود. مضامین و چارچوب: COVID همزمان همزمان انگیزه های اقتصادی و سیاسی برای بومی سازی را تسریع کرد ، باعث تغییر دائمی در ساختار تقاضای جهانی شد و زنجیرهای عرضه جهانی موجود را مختل کرد. عرضه کل کوتاه نمی تواند با افزایش سرمایه گذاری و تغییر در تقاضا به اندازه کافی سریع تنظیم شود و کمبودهای طولانی و نیاز به قیمت ها برای کاهش تقاضا ایجاد کند. تورم هزینه هزینه مرتبط با همه جرقه های مورد نیاز برای نادیده گرفتن این باور بود که تغییر در انتظار تورم ناشی از سیاست های عقب مانده بانکهای مرکزی بر اساس عدم درک از تورم مفقود شده است.
  • چرخه نرخ پس از فایده فدرال رزرو بیشتر از چرخه تدریجی پس از 2000 (تماس من در اوایل سال 2021) بیشتر شبیه سال 1994 خواهد بود. مضامین و چارچوب: هدف از سیاست FAIT فدرال رزرو همیشه افزایش انتظارات تورم طولانی مدت با افتادن "پشت منحنی" بر تورم بود. با این حال ، عدم درک آنها از دلایل عدم توجیه و ایمان کافی به توانایی خود در ایجاد اعتقاد ، آنها را بیش از حد طولانی در "جنگ با جنگ آخر" متمرکز می کند و باعث می شود تورم خیلی گرم شود ، خیلی سریع. اما برخلاف خرد متعارف بازار ، تورم در یک جامعه پیری عمیقاً سیاسی نیست و هیچ بانکدار مرکزی نمی خواهد به عنوان عدم کنترل تورم به یاد بیاید. بر این اساس ، فدرال رزرو (سرانجام) به زور واکنش نشان می دهد تا معتقد باشد که جلی است که آنها دست کم گرفته شده اند.
  • کم کاری مداوم اقتصاد اروپا ، دارایی ها و یورو از زمان بحران مالی جهانی. مضامین و چارچوب: نسبت به رشد روند ، اروپا نسبت به ایالات متحده بسیار بدهکار بود ، اما سیاست گذاران اروپایی خیلی طولانی است که GFC را "مشکل آمریکایی" می دانستند. همراه با سفتی های نهادی بیشتر اروپا و عدم تمایل به نوشتن دارایی های بد ، برای دستیابی به ظرافت های لازم ، متناسب طول می کشد. اوج چین در سال 2011 در مرکانتیلیسم (با خصوصیات چینی) و ظهور بومی سازی ، تمام مناطق اروپا را تضعیف می کند: شمال وابسته به جهانی و شمال وابسته به چین ، در حالی که انعطاف پذیری و سطح پایین نوآوری تکنولوژیکی توانایی اروپا را در سازگاری با اقتصادی جدید جهانی مهار می کندسفارش.
  • بریتانیا از پیش بینی اجماع Brexit پیش بینی می کند. مضامین و چارچوب: پیش بینی اجماع برای پس از Brexit UK بر اساس سه فرض ناقص (به دلیل کمبود مضامین!) بود. اول ، با نادیده گرفتن بومی سازی نوظهور ، پیش بینی های رشد مبتنی بر نئولیبرالیسم apex به اشتباه فرض می شود که جهانی سازی همچنان محرک اصلی رشد اقتصادی خواهد بود. دوم ، این اجماع نتوانست رقابت طولانی مدت ساختاری انگلیس را تصدیق کند: دانشگاه های پیشرو در جهان که حاشیه فناوری را در بومی سازی فراهم می کنند. و مؤسسات ماندگار و پایدار که در میان آنتروپی جهانی و افزایش عدم اطمینان ، ایمنی و ثبات را ارائه می دهند. سوم ، اجماع ، به طرز عجیبی ، بزرگترین راننده تجارت (با حاشیه گسترده) را در مدل های خود نادیده گرفت: "گرانش" یا نزدیکی به شرکای تجاری. اثرات شبکه در تجارت فوق العاده قدرتمند است و غلبه بر آن دشوار است.
  • اهمیت و پیامدهای مربوط به همه پرسی استقلال اسکاتلند در سال 2014. مضامین و چارچوب: به عنوان یکی از اولین جلوه های سیاست خشم و خواسته های آن برای نمایندگی بیشتر سیاسی ، همه پرسی اسکاتلندی یک شوک غیرقابل پیش بینی برای بازارها و یکی از اولین علائم بودآنتروپی جهانی و عدم اطمینان برای آمدن.

پیش بینی ارزی:

  • روند دلار پاییز 200 2-11. مضامین و چارچوب: اثرات بلوک $/حوزه همکار چینی بر بازده نسبی به سرمایه ، تعادل پرداخت و تأثیر "تنوع" به عنوان ذخایر حاکمیت در ثروت حاکمیتی تکامل یافته است.
  • روند روند دلار در سال 2011 ، Surge 2014-2016 و قدرت ضد جبران در سال 2018 و 2021 (من تنها تحلیلگر طرف فروش بودم که قدرت USD را در سال 2021 پیش بینی کردم). مضامین و چارچوب: همان نیروهایی که در چند سال گذشته نرخ واقعی ایالات متحده را بالاتر می برد-پایان مرکانتیلیسم (با ویژگی های چینی) و بلوک $ بلوک/حوزه همزمان چینی ، سود نامتناسب برای ایالات متحده از تسریع در بومی سازی ، جهانیآبشارهای آنتروپی و پیچیدگی ، همه در USD نیز با حمایت بیشتر از افزایش تقاضای پناهگاه امن برای Greenback به دلیل افزایش عدم اطمینان ناشی از آنتروپی جهانی و آبشارهای پیچیدگی ، بازی می شوند.
  • فروپاشی یورو از 1. 36 دلار در اواسط سال 2014 به 1. 05 دلار در اوایل سال 2015. مضامین و چارچوب: عدم تمایل از بحران مالی جهانی همراه با وخامت شدید در بازده اروپا به سرمایه پس از اوج چین در مرکانتیلیسم (با ویژگی های چینی) و تغییر به محلی سازیاز جهانی شدن به معنای واقعی ارزش واقعی یورو بود. هنگامی که رئیس جمهور ECB دراگی با تعهد خود به "هر آنچه که لازم است" از کاهش ارزش خود برای کاهش ارزش خودداری کرد ، معتقد است که یک تغییر فوری و عظیم در ارزش اسمی یورو به عنوان مسیر مورد انتظار برای قیمت های داخلی مورد نیاز است. تلنگر
  • افزایش ین از بیش از 120 دلار در هر دلار به زیر 105 در H1 2016. مضامین و چارچوب: بزرگترین موفقیت ABENOMICS این بود که اعتقاد آن تعهد به بازتاب اقتصاد ژاپن است ، و منجر به استهلاک شدید ین اسمی می شود ، همانطور که انتظار می رود کاهش در آینده ناچیز باشد. اما استهلاک ین شامل "بیش از حد" برای جبران خطرات ناشی از تورم است. پذیرش ضمنی بانک ژاپن مبنی بر اینکه "تسکین کمی و کیفی" با پذیرش نرخ بهره منفی در دسامبر 2015 ، نمی تواند تورم کافی ایجاد کند ، با توجه به ارزیابی عمیق ین ، با توجه به اینکه دوباره اعتقادات تغییر یافته است.
  • همه پرسی قبل از اتحادیه اروپا پوند استرلینگ به 1. 40 دلار سقوط می کند ، کف پس از مرجع در نزدیکی 1. 20 دلار ، و پس از Brexit آن بالاتر از 1. 30 دلار است. مضامین و چارچوب: برای جبران عدم قطعیت ناشی از سیاست عصبانیت ، یک حق بیمه خطر شیب دار در استرلینگ لازم بود. با این حال ، 1. 20 نماینده 60+ سال در خرید قدرت قدرت و به نظر می رسد دارایی های ساختاری بلند مدت انگلیس-مؤسسات قوی ، دانشگاه های برتر جهانی ، صنعت فناوری پیشرو-که همه از آنها در دنیای محلی سازی ، جهانی قدردانی می کردندآنتروپی ، عدم اطمینان گسترده تر و افزایش پتانسیل برای آبشارهای پیچیدگی.

پیش بینی های سیاسی:

  • Brexit 2016. مضامین و چارچوب: شکاف بین نخبگان (از جمله بازارها) و شهروندان عادی به دلیل عدم تمایل دومی ، علت اساسی سیاست خشم ، قبل از همه پرسی کاملاً واضح بود و به شدت پیشنهاد می کرد که تعصب در حضور در رای گیریمدل ها می توانند حاشیه شکست پیش بینی شده نظرسنجی ها را به طور کامل حساب کنند.
  • ترامپ 2016. مضامین و چارچوب: رأی های پستی قبل از انتخابات را از مستقل های ثبت شده ثبت شده (که برای آنها هیچ حزبی به دنبال "رأی دادن" نیست ، ثبت کرد و پیشنهاد کرد که ، مانند Brexit ، سیاست Rage از رأی دهندگان و بی حساب برای رای دهندگان خواهد بودبرای غلبه بر حاشیه (باریک) پیش بینی شده از دست دادن کافی است.
  • موفقیت Marine Le Pen در سال 2017 در رسیدن به دور دوم اما عدم موفقیت در پیروزی ریاست جمهوری فرانسه. مضامین و چارچوب: چارچوب سیاست Rage حاکی از حمایت از حمایت از پوپولیست های Le Pen و چپ است و مسیر مشخصی را به دور دوم می دهد. اما حاشیه پیش بینی از دست دادن او در انتخابات عمومی بسیار زیاد بود که صرفاً به دلیل تعصب مشارکت باشد ، و این دلالت بر هیچ فرصتی برای موفقیت در دور دوم ندارد ، به خصوص با رای دهندگان پوپولیست چپ چپ که از ماکرون خارج شده و یا پشتیبانی می کنند.
  • ترامپ ضرر باریک ، درگیری پس از انتخابات 2020. مضامین و چارچوب: تمرکز اشتباه نظرسنجی ها بر روی سطح آموزش به عنوان منبع خطاهای مشارکت آنها در سال 2016 به جای اعتماد به نفس (MIS) که ناشی از سیاست خشم است ، حاکی از نظرسنجی ها است. تغییرات زیادی در رای دهندگان اقلیت به سمت ترامپ و رأی دهندگان غیرمعمول "نامشخص" در اواخر انتخابات بسیار قطبی نیز نشان می دهد که میزان عملکرد بیش از حد ترامپ بزرگ خواهد بود (در واقع ، بزرگتر از سال 2016 بود). اما حاشیه غلبه بر آن نیز در سال 2020 بسیار گسترده تر بود ، که نشان دهنده ضرر نزدیک ترامپ بود. افزایش قطبش و بی اعتمادی از هر دو طرف دلالت بر یک واکنش خشونت آمیز توسط اقلیت ، هر کدام از طرف های خود را از دست داده است.

پذیرش خطاها:

من هم کارها را هم اشتباه می کنم ، اما امیدوارم که عاقل تر برای آن باشم. این لیست به مراتب کامل نیست ، اما برخی از مواردی را نشان می دهد که هر دو بیشترین حالت را به من می آموزند و به من آموختند.< Pan> ترامپ ضرر باریک ، درگیری پس از انتخابات 2020. مضامین و چارچوب: تمرکز اشتباه نظرسنجی ها بر روی سطح آموزش به عنوان منبع خطاهای مشارکت آنها در سال 2016 به جای اعتماد به نفس (MIS) که ناشی از سیاست عصبانیت است ، حاکی از نظرسنجی ها هنوز مغرضانه استبشرتغییرات زیادی در رای دهندگان اقلیت به سمت ترامپ و رأی دهندگان غیرمعمول "نامشخص" در اواخر انتخابات بسیار قطبی نیز نشان می دهد که میزان عملکرد بیش از حد ترامپ بزرگ خواهد بود (در واقع ، بزرگتر از سال 2016 بود). اما حاشیه غلبه بر آن نیز در سال 2020 بسیار گسترده تر بود ، که نشان دهنده ضرر نزدیک ترامپ بود. افزایش قطبش و بی اعتمادی از هر دو طرف دلالت بر یک واکنش خشونت آمیز توسط اقلیت ، هر کدام از طرف های خود را از دست داده است.

  • پذیرش خطاها:
  • من هم کارها را هم اشتباه می کنم ، اما امیدوارم که عاقل تر برای آن باشم. این لیست به مراتب کامل نیست ، اما برخی از مواردی را که هر دو بیشترین ضرب و شتم را به من آموخته اند ، نشان می دهد. ضرر باریک ، پس از انتخابات پس از انتخابات 2020. مضامین و چارچوب: تمرکز اشتباه نظرسنجی ها بر روی سطح آموزش به عنوان منبع حضور آنها در سال 2016خطاها به جای اعتماد به نفس (اشتباه) که ناشی از سیاست عصبانیت است ، هنوز هم مغرضانه بود. تغییرات زیادی در رای دهندگان اقلیت به سمت ترامپ و رأی دهندگان غیرمعمول "نامشخص" در اواخر انتخابات بسیار قطبی نیز نشان می دهد که میزان عملکرد بیش از حد ترامپ بزرگ خواهد بود (در واقع ، بزرگتر از سال 2016 بود). اما حاشیه غلبه بر آن نیز در سال 2020 بسیار گسترده تر بود ، که نشان دهنده ضرر نزدیک ترامپ بود. افزایش قطبش و بی اعتمادی از هر دو طرف دلالت بر یک واکنش خشونت آمیز توسط اقلیت ، هر کدام از طرف های خود را از دست داده است.
  • پذیرش خطاها:
  • من هم کارها را هم اشتباه می کنم ، اما امیدوارم که عاقل تر برای آن باشم. این لیست به مراتب کامل نیست ، اما برخی از مواردی را نشان می دهد که هر دو بیشترین حالت را به من می آموزند و به من آموختند.
  • زودتر بحران مالی جهانی را نمی بینید. من GFC را زودتر از بسیاری دیدم ، اما میزان کمبود سرمایه سیستم مالی مرا به مراتب طولانی تر از آنچه که باید از دست داد. در خزانه داری ایالات متحده از سال 2006 تا اوایل سال 2008 من مسئولیت ارزیابی خطرات مالی خارجی را بر عهده داشتم (متأسفانه ، سرزمین گرایی نهادی مانع از یک رویکرد یکپارچه با همکاران سمت داخلی من شد که ممکن است توجه بیشتری را به تأمین مالی خارج از ترازو از خانه های ایالات متحده متمرکز کرده باشد). من ریاست جلسه بعد از ملاقات در سال 2006-07 با متخصصان بازار ، دانشگاهیان ، تنظیم کننده ها و سایر سیاستگذاران که در آن اقلیت پر سر و صدا از شرکت کنندگان استدلال می کردند که سطوح تاریخی بدهی به تولید ناخالص داخلی دلالت بر یک بحران قریب الوقوع دارد. با این حال ، هنگامی که من آنها را برای توضیح یک کانال انتقال ، که می تواند نقطه اوج باشد ، به چالش کشیدم ، چرا قبلاً اتفاق نیفتاده است ، یا ارائه شواهدی مبنی بر اینکه سرمایه بانکی برای جذب حتی یک افت تاریخی در قیمت مسکن ایالات متحده کافی نیست ، از جمله برخ ی-که به دلیل "تماس گرفتن" GFC بسیار مشهور شده اند - می توانند این کار را انجام دهند. در نهایت ، این رفتار بانکها در تأمین بودجه در اواسط اواخر سال 2007 بود که من را در پایگاه های سرمایه بانکها به وجود آورد که ممکن است آن چیزی نباشد که آنها گفته اند (یا ، به طور معادل ، بدهی های احتمالی خارج از ترازنامه بسیار بزرگتر از آنچه مردم درک می کردند)بشرکاری که من انجام نداده ام-و نه ، ظاهراً هیچ یک از "متخصصان" که در آن سالها با آنها مشورت کردم-نبود-تجزیه و تحلیل دقیق سطح خرد بود که شخصیت های کوتاه بزرگ این کار را انجام داده بودند (Kudos برای آنها). دروس آموخته شده: 1. تجزیه و تحلیل "کلان" اغلب به "پایه های خرد" نیاز دارد. 2. بسیاری از افراد ادعای تخصص دارند ، بدون شواهد به آن اعتماد نمی کنند. و 3. علی رغم (2) ، حتی اگر آنها نتوانند آن را توضیح دهند ، وقتی اقلیت جمع شده ادعا می کند بوی دود می کند ، توجه کنید.(درس ضمنی 4: فرض نکنید که دست چپ در هر سازمان با دست راست صحبت می کند.)
  • از دست دادن عصب من در پایین بازارها در سال 2009. چارچوب من به من کمک کرد تا در ژانویه 2009 به درستی در بازارهای اعتباری تماس بگیرم و به صندوق بدهی پریشانی که من در آن کار کردم ، برای آن کار کردم که ما با تهاجمی وام های اهرمی خریداری کردیم. اما در مأموریت تحقیقات بازار در اواخر فوریه ، من از خزانه داری ایالات متحده و مقامات فدرال فدرال که در نیویورک و واشنگتن ملاقات کردم ، عصبانی شدم. با پرتاب چارچوب من از پنجره ، در 6 مارس 2009 ، روز دقیقی که S& P 500 در 666 کم خود قرار گرفت ، من یادداشتی نوشتم که از این صندوق خواسته است Futures SPX را به عنوان پرچین در معرض بازار خود بفروشد. درسهای آموخته شده: 1. هرگز چارچوب خود را رها نکنید. و 2. فرض نکنید که موقعیت یا شجره نامه شخصی به تنهایی یک مزیت اطلاعاتی یا تحلیلی به آنها می دهد: دلایل و شواهد را تقاضا کنید.
  • از دست دادن بازگشت جزئی یورو در سال 2017 ؛در واقع ، من آن را پایین تر پیش بینی می کنم! من نتوانستم میزان افزایش فعالیت های اقتصادی را تصدیق کنم و از همه مهمتر ، رشد اعتباری که سیاست "هر چیزی که می گیرد" ایجاد می کند. این یکی از موانع محکم در رویکرد رئیس جمهور وقت ماریو دراگی بود و قبلاً گسترش اعتبار را به عنوان یک معیار اصلی موفقیت برجسته کرده بود. درسهای آموخته شده: چشم خود را به توپ نگه دارید و مرتباً بررسی کنید که آیا هر یک از شرایط قبلی که برای تغییر ذهن شما ایجاد شده است ، برآورده شده است یا خیر.

ضعف دلار در تابستان 2020. یکی دیگر که واقعاً می پیچد. با پیش بینی صحیح این که عدم اطمینان ناشی از Covid منجر به افزایش دلار می شود ، زیرا همه در ماه مارس-آوریل 2020 برای دارایی های با کیفیت بالا و نقدینگی تلاش می کردند ، من نتوانستم باز کردن آن پرواز را به کیفیت درج کنم زیرا تحمل ریسک پس از بازگشت ریسک بازگشت. وحشت فروکش کرد. درس آموخته شده: متأسفانه همان درس دلار 2017: چشم خود را به توپ نگه دارید و شرایط از پیش تعیین شده خود را برای نقاط عطف در نظر بگیرید.

من چرخه تسکین مینی فدرال را در سال 2019 کاملاً از دست دادم. در حالی که ما هرگز نمی دانیم و Covid شانس من برای رستگاری را از دست داده است ، اما من هنوز معتقدم که تسکین فدرال فدرال تحسین نشده است و به احتمال زیاد به پیاده روی تهاجمی بیشتر نیاز خواهد داشت که بحران کاوید مداخله نکند. اقتصاد ایالات متحده در سال 2019 به شدت رشد کرد و سرمایه گذاری شد ، و در حالی که تورم تیتر تا حدودی تعدیل می شود ، تنگناها در تعدادی از زیرمجموعه های CPI شتاب سریع ایجاد می کردند. اما حتی اگر من در مورد اقتصاد درست بودم ، FOMC سیاست را تعیین می کند و من نتوانستم به آنها گوش دهم ، به ویژه حمایت روزافزون برای هدف قرار دادن تورم متوسط. دروس آموخته شده: سیاست گذاران سیاست را تعیین می کنند ، حتی اگر فکر می کنید اشتباه هستند ، به آنها گوش دهید.

دست کم گرفتن جرمی کوربین در انتخابات عمومی انگلیس 2017. من انتظار داشتم یک پیروزی کوچک محافظه کارانه بر اساس دسترسی نخست وزیر آن زمان ترزا می به طبقه کارگر و لحن ضد Brexit حزب کارگر باشد. چیزی که من نتوانستم متوجه آن شوم این بود که کمپین عظیم آقای کوربین با هوشمندی روی موضوعات محلی نان و کره و فداکاری سیاسی بیشتر متمرکز شد و مستقیماً به یکی از محرکهای اصلی سیاست خشم پرداخته بود: حس گسترده ای از محرومیت سیاسی در میانشهروندی متوسط. سیاست های ملموس و دسترسی آقای کوربین - که او تا حد زیادی در کمپین از دست دادن خود در سال 2019 رها کرد - به راحتی لفاظی نامحسوس خانم می را به عنوان "پنهان" رای دهندگان Brexit به او اعتماد نکرد. درس آموخته شده: باز هم ، تجزیه و تحلیل "کلان" به "پایه های خرد" ، به ویژه در سیاست نیاز دارد. در خطرات خود نادیده بگیرید.

ریک پری ، فرماندار تگزاس برای کسب نامزد جمهوریخواه 2012 و در انتخابات عمومی ، رئیس جمهور باراک اوباما را شکست داد. بنیادهای سیاست عصبانیت از قبل در انتخابات سال 2012 به خوبی آشکار بود و مبارزات انتخاباتی ریک پری به خوبی تنظیم شده بود تا حس افزایشی از عدم پذیرش رای دهندگان طبقه کارگر ، به ویژه در Appalachia و افزایش بی اعتمادی به تخصص نهادی در بین رای دهندگان تنظیم شود. بسیاری از این رأی دهندگان دموکرات بودند که از فقدان "امید و تغییر" وعده داده شده توسط رئیس جمهور اوباما ناامید شدند و وی را در برابر هر جمهوری خواه که می توانست تعداد قابل توجهی از رای دهندگان دموکرات را جذب کند ، آسیب پذیر می کند. به نظر می رسد که چالش بزرگتر فرماندار پری برنده نامزدی جمهوری خواهان است ، اما اعتبار محافظه کارانه و محبوبیت و محبوبیت وی در دومین کشور بزرگ نشان داد که وی این کار را انجام می دهد. چه کسی می دانست که او در یک بحث تلویزیونی ملی خودسوزی خواهد کرد؟دروس آموخته شده: مضامین مهم هستند - ترامپ چهار سال بعد سیاست خشم را اثبات کرد - اما خطرات احمقانه همیشه وجود دارد.

آنتروپی جهانی

اختلال آشکار و در حال رشد

با نادیده گرفتن درون زایی سیستم های پیچیده و سه گانه جهانی سازی رودریک-که دموکراسی ، خود تعیین کننده ملی و جهانی سازی اقتصادی نمی تواند به طور همزیستی همزیستی داشته باشد-نئولیبرالیسم Apex بذرهای سقوط خود را کاشته و منجر به اختلال جهانی آشکار و در حال رشد امروز می شود: پایان پست پست-جنگ جهانی دوم ، قوانین بین المللی ، افزایش قوم گرایی ، چند قطبی ، سیاست خشم و عدم موفقیت زنجیره های عرضه جهانی. به طور خلاصه ، برخورد تمدن های هانتینگتون پایان تاریخ فوکویاما را به وجود آورد. نئولیبرالیسم apex باعث افزایش نسبت های تجارت به درآمد ، جریان سرمایه مرزی ، همکاری بین دولتی و نابرابری درآمد درون اقتصادی شد. در حالی که همزمان گسترش مالی ، نابرابری درآمدی بین اقتصادی و جنگ بین ایالتی را کاهش می دهد. آنتروپی جهانی احتمالاً بسیاری از این اثرات را معکوس خواهد کرد.

تورم گمشده

اقتصاددانان تورم را درک نمی کنند

اقتصاددانان در مورد تورم چه چیزی را از دست نمی دهند؟در دو دهه قبل از COVID ، تحلیلگران بازار ، اقتصاددانان دانشگاهی و بانکهای مرکزی به طور مداوم تورم را بیش از حد پیش می برند. در دو سال گذشته آنها به طور مداوم آن را تحت تأثیر قرار داده اند. خطاهای ماندگار یک طرفه "سر و صدای سفید" نیستند. آنها تعصب را نشان می دهند و به شدت نشان می دهند که درک فعلی اقتصاددانان از تورم ناقص است. جمعیت شناسی ، جهانی سازی و فناوری به توضیح برخی از پیش بینی های پیش بینی کمک می کند ، اما تعصب متغیر قابل توجه باقی مانده است ، به احتمال زیاد به دلیل عدم وجود صریح در ادغام اعتقاد است.

اعتقاد بودن

اعتقادات خود تحقق واقعی است

اعتقادات همه چیز را از حباب دارایی ، گرفته تا پویایی بدهی ، به ارزش ارزهای رمزنگاری ، تا تورم و فشار خون بالا سوق می دهد (احتمالاً از دست رفته نیز). اقتصاددانان خوب این موضوع را درک می کنند اما اغلب اعتقادات مدل ها را برای ساده کردن به دلیل دشواری در اندازه گیری باورها از بین می برند. متأسفانه ، بسیاری از اقتصاددانان بد این مدل ها را بدون درک پتانسیل تعصب متغیر حذف شده کپی می کنند. تغییرات سریع اجتماعی ، تکنولوژیکی ، سیاسی و ژئوپلیتیکی در پشت آنتروپی جهانی و عدم اطمینان ، اعتقادات سریع در حال تغییر است و باعث ایجاد یک حلقه بازخورد از نتایج اقتصادی و سیاسی می شود. با این حال ، نادر بودن این انحرافات و دشواری در اندازه گیری آنها ، مدل سازی آماری را تقریباً غیرممکن می کند. فقط از طریق تئوری اقتصادی و جمع آوری اطلاعات طیف کامل می توانیم استنباط کنیم که چه موقع و چگونه اعتقادات در حال تنظیم و اثرات احتمالی آنها هستند.

بومی سازی

اتوماسیون جهانی سازی را باز می کند

تاریخ اقتصادی بشر عمدتاً داستانی برای افزایش جهانی شدن اقتصادی بوده است ، اما دهه گذشته شاهد برعکس بوده است: محلی سازی تولید. این روند قبل از جنگ های تجاری آغاز شد و احتمالاً پس از Covid و سیاست خشم به خوبی ادامه خواهد یافت. از قضا ، همان پدیده ای که مدیریت زنجیره های گسترده و پیچیده جهانی تأمین جهانی ، پیشرفت در فناوری اطلاعات را قادر می سازد ، اکنون مسئولیت تسریع در معکوس آنها را بر عهده دارد: یک بار هوش مصنوعی و روبات ها می توانند جایگزین کار شوند ، تفاوت در دستمزدهای واقعی و مهارت در جغرافیا دیگر به دست نمی آورد. همان راندمان تولید. هنگامی که روبات هایی که هرگز دیر نمی شوند ، هرگز اشتباه نمی کنند و هزینه های حاشیه ای نزدیک به صفر می توانند محصولات محلی را ایجاد و سفارشی کنند ، دیگر برای مشاغل معقول نیست که خود را در معرض مبهم سیاست های تجاری ، سیل ، زمین لرزه ، همه گیر ، جنگ و کارگران چشمگیر قرار دهند. در طرف مقابل زمین.

آبشارهای پیچیدگی

سیستم های پیچیده به طور غیرقابل پیش بینی شکست می خورند

جوامع بشری ، کشورهای ملت و (به ویژه) اقتصاد نمونه هایی از سیستم های پیچیده هستند. سیستم های پیچیده همیشه در حالت "شکسته" کار می کنند و از قضا ساختاری پایدار تر در هنگام خرابی های کوچک بسیار پایدار هستند. اما هنگامی که آنها در معرض شوک های عظیم یا آبشار قرار می گیرند ، سیستم های پیچیده می توانند به طور غیرقابل پیش بینی و کاملاً شکست بخورند. آنتروپی جهانی و آشکار جهانی نشان دهنده موج های شوک ماموت است که حاکی از فروپاشی سیستمی است-در همه حوزه ها ، اجتماعی-سیاسی ، ژئوپلیتیکی ، اقتصادی و مالی-بیشتر از این که اجماع اعتراف می کند ، احتمال دارد.

عدم قطعیت

همه خطرات را نمی توان اندازه گیری کرد

همه خطرات یکسان نیستند. برخی از آنها قابل اندازه گیری هستند ، مانند احتمال برخورد یک ACE در یک بازی کارت. دیگران نیستند اما می توانند ذهنی حدس بزنند ، مانند فرصتی که شما یک کازینو را برنده می کنید. سپس عدم اطمینان ، خطرناک ترین خطرات وجود دارد زیرا با تعریف ، غیر قابل قبول است: احتمال برخورد کازینو توسط یک شهاب سنگ چیست؟نئولیبرالیسم apex نمای خطرات قابل اندازه گیری را ایجاد کرد. آنتروپی جهانی و آبشارهای پیچیدگی نشان می دهد که جهان به مراتب نامشخص تر است. مدل های کمی در امور مالی ، تجارت ، اقتصاد و سیاست که در طول نئولیبرالیسم اوج تسلط به دست می آورد ، عموماً عملکرد ضعیفی را انجام داده است زیرا آنتروپی جهانی برجسته تر شده است ، روندی که احتمالاً با افزایش عدم اطمینان ادامه می یابد. تجزیه و تحلیل سناریو و "satisficing" تنها چارچوب های اثبات شده برای مقابله با عدم اطمینان است.

سیاست خشم

پرولتاریا حق رای خود را به عقب می خواهد

چهار دهه پیش ، جهانی سازی و افزایش بازده اقتصادی به سرمایه فکری ، شکاف بین نخبگان و هر کس دیگری ، به ویژه در اقتصادهای توسعه یافته تر ، باز شد. پیامدهای اقتصادی و سیاسی نئولیبرالیسم اوج ، این شکاف را به شکلی از بی اعتمادی گسترش داد که منجر به آشفتگی سیاسی شده است که در دهه گذشته پیشرفته ترین اقتصادها را درگیر کرده است. برخلاف حکمت متعارف ، علل آن بیشتر از دفع سیاسی درک شده و واقعی نسبت به پریشانی اقتصادی و نابرابری ناشی می شود. روندها در گذشته نشان می دهد که موج نزدیک به هجوم نیست و دلالت بر اختلالات پایدار اجتماعی-سیاسی ، ژئوپلیتیکی و اقتصادی دارد.

$ بلوک/حوزه همزمان چینی

FX Herding "ترس از شناور" را درمان می کند

"حوزه همبستگی" از بلوک نرخ ارز با محوریت تجارت چین و سیستم مالی ایالات متحده ، که در عوض با عنوان برتون وودز دوم یا Chimerica شناخته می شود ، زنجیرهای عرضه جهانی به طرز چشمگیری ، از توسعه مالی بازارهای نوظهور و رونق اقتصادی 2000 پشتیبانی می کند. بخش عمده ای از استهلاک دلار در سال 2002 را به همراه داشت و در نهایت احتمالاً باعث بحران مالی جهانی شد. بحران های نوظهور بازار اواخر دهه 1990 فصل آخر در سیستم نرخ ارز برتون وودز را نشان داد. با این حال "ترس از شناور" همچنان ادامه داشت تا زمانی که مرکانتیلیسم و الحاق معاصر چین به WTO جایگزین دیگری را ارائه دهد: نرخ ارز که توسط "گله" یا "بسته" اداره می شود. پنهان شدن در گله ، ثبات مالی را برای شرکای تجاری EM چین فراهم می کند ، در حالی که همزمان به آنها اجازه می دهد به عنوان یک بسته برای سرمایه گذاری مستقیم خارجی و تسلط زنجیره تأمین ، شکار کنند. اندازه و رشد سریع حوزه همبستگی ، اقتصاد جهانی را مانند یک شیء ستاره ای عظیم ، فضا-زمان را تحریف می کند. سرکوب جمعی نرخ ارز و هزینه داخلی سرمایه ، رشد زنجیره تأمین را به داخل بلوک منحرف کرد ، در حالی که انباشت ذخیره حضار منجر به افزایش تقاضا برای اوراق قرضه اقتصاد اصلی "ایمن" شد. بازپرداختهای قبلی را به سرمایه در تولید کالاهای معامله شده در خارج از بلوک و نرخ بهره افسرده دوم در بدهی "ایمن" ایالات متحده ، تضعیف می کند و باعث تشویق سرمایه گذاری بیش از حد در کالاهای غیر تدارکاتی مانند مسکن می شود.(توجه: من وقتی برای اولین بار در مورد آن در سال 2003-04 نوشتم ، این پدیده "بلوک دلار" را برچسب گذاری کردم ، اما بعداً از آن به عنوان "حوزه همکار" یاد کردم.)

مرکانتیلیسم (با خصوصیات چینی)

هزینه های ناخواسته سرمایه داری ایالتی

فارکس اسلامی...
ما را در سایت فارکس اسلامی دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : هدایت هاشمی بازدید : 60 تاريخ : شنبه 5 فروردين 1402 ساعت: 2:08