پنج روند که بازارهای مالی را در سال 2020 و بعد از آن شکل می دهد

ساخت وبلاگ

در دهه گذشته بازارهای مالی فراتر از شناخت تغییر کرده اند. برخی از روندها ، مانند راندمان و شفافیت بیشتر ، با توجه به سرعت تغییر تکنولوژیکی و نظارتی اجتناب ناپذیر بودند. با این حال ، آنها به نظر می رسد که تعداد زیادی از بازارها را به خود جلب کرده اند ، به این معنی که بسیاری از بنگاه ها با مدل های تجاری بسیار با چالش وارد دهه آینده می شوند. در پاسخ به این چالش ها ، برخی از بنگاه ها تصمیم می گیرند که از مشاغل خارج شوند که دیگر سودآور نیستند. دیگران برای جلوگیری از تهدید رقابتی به M& A متوسل می شوند. با این حال ، دنیای اطراف ما همچنان به تغییر خود ادامه می دهد ، و نیاز به پاسخی نه تنها تغییراتی که قبلاً اتفاق افتاده است ، بلکه به مواردی که تقریباً در گوشه و کنار هستند ، نیز نیاز دارد. برخی از این تهدیدهای واقعی برای مدلهای تجاری وجود دارد ، در حالی که برخی دیگر فرصت هایی را برای باز کردن قفل ارائه می دهند. از آنجا که هیئت مدیره های سمت خرید و فروش به این مسائل تعمق می کنند و استراتژی های خود را برای سال پیش رو تعیین می کنند ، در اینجا پنج روند وجود دارد که به اعتقاد من فکر می کنم تفکر آنها و در نتیجه بازارهای مالی برای سال 2020 و بعد از آن.

1. نقدینگی استخر

در برابر پس زمینه کلان چالش برانگیز ، افزایش هزینه داده های بازار و ظهور رقبای جدیدتر ، nimbler و (به طور معمول) فن آوری محور ، شرکت های سمت خرید و فروش به طور فزاینده ای جمع می شوند تا نقدینگی خود را به نفع منابع خود ترکیب کنندبهترین قیمت برای معاملات آنها با کمترین تأثیر بازار. بزرگترین محرک این روند ، علاقه شخصی است. در حالی که روابط هنوز هم نقش مهمی در خرید و فروش پویا سمت خرید و فروش خواهد داشت ، در دسترس بودن داده ها و اطلاعات قابل اندازه گیری است ، به این معنی است که چنین روابطی دیگر نمی توانند منحصر به فرد باشند. در حالی که نیاز به تغییر ذهنیت در کوتاه مدت دارد ، این تأثیر یک بازار عمیق تر و مایع تر و فرآیند کشف قیمت بهتر خواهد بود ، برای همه افراد درگیر مثبت است.

2. تحقیقات بازار غیرقانونی

داده ها و تجزیه و تحلیل ها همچنان بر ارائه تحقیقات تأثیر می گذارند و پویایی سمت عرضه را تغییر می دهند. آنچه با MIFID شروع شد این است که شرکت های طرف فروش را مجبور به تفکر عمیق در مورد تطبیق تحقیقات با تقاضا کنند. آنها به طور فزاینده ای از تجزیه و تحلیل استفاده می کنند تا تصمیمات مبتنی بر واقعیت را در مورد اینکه آیا آنها نیاز به یکی از 20-30 موسسه ای دارند که یک کلاه بزرگ را پوشش می دهند ، استفاده کنند. ما در مورد صنعت تحقیق در حال کاهش چیزهای زیادی می شنویم ، اما این امر لازم نیست. یکی از پیامدهای ناخواسته مثبت MIFID می تواند این امر باشد که شرکتهای سمت فروش را مجبور به گسترش در دسترس بودن تحقیقات فراتر از سهام بزرگ کلاه کنند. با توجه به فقدان نقدینگی در سهام کوچکتر ، این ممکن است در کوتاه مدت سود ایجاد نکند ، اما با استفاده از فناوری برای انتشار آن تحقیق به مدیران دارایی گرسنه ایده ها که به دنبال آلفا هستند ، می توانند خود را به پایگاه مشتری خود و در آن مرتبط کنند. با انجام این کار ، عمق بازارهای سرمایه را بهبود بخشید.

3. جهانی گرایی در مقابل ناسیونالیسم

روند نگران کننده چند سال گذشته افزایش ناسیونالیسم بوده است که به دلیل جنگ تجاری بین دو اقتصاد بزرگ جهان ، به زودی می تواند خود را تحت تأثیر تجارت و سرمایه گذاری عمیق تر قرار دهد. دلیل این امر قابل توجه این است که با این مفهوم خلاف این است (که اغلب به آن اعطا می شود) که بازارهای سرمایه در صورت عدم وجود موانعی برای تجارت و سرمایه گذاری به بهترین وجه عمل می کنند و در نتیجه تخصیص کارآمد سرمایه در سراسر جهان انجام می شود. سرمایه گذاران و بازرگانان که در لفاظی های جنگ تجاری گرفتار شده اند و واقعیت به زودی می توانند سرمایه خود را به طور ناکارآمد اختصاص دهند ، زیرا کشورها مجبور به انتخاب طرف هستند و بنابراین با دسترسی به بازارهای رشد بالا ، فرصت های تولید آلفا را از دست نمی دهند. پیدا کردن نقاط روشن نقدینگی که به دور زدن آب های جنگ تجاری کمک می کند ، یک مزیت رقابتی واقعی برای مدیران دارایی و فرصتی برای کسانی است که این دسترسی را تسهیل می کنند.

4. کوچک کردن بازارهای عمومی

با وجود لیست شرکت های فناوری چند میلیارد دلاری که طی چند سال گذشته دیده ایم ، نقش بازارهای عمومی در حال کاهش است و این عواقب آشکار برای تخصیص سرمایه کارآمد دارد. مهندسی مالی از طریق شیوه هایی از قبیل خرید سهام در شرکت های دولتی ، در دسترس بودن سهام عمومی در دسترس سرمایه گذاران را کاهش می دهد. به همین ترتیب ، در دسترس بودن امور مالی ارزان به لطف یک دوره طولانی از آزمایش پولی و نرخ بهره بسیار کم ، به معنای شرکت های بیشتری در دست سهام خصوصی است. این دو روند سرمایه گذاران را به سمت فداکاری نقدینگی برای عملکرد و بنابراین به سمت سرمایه گذاری های خطرناک تر سوق می دهند. گرایش به سمت شفافیت و کارآیی ممکن است به زودی با بازارهای سرمایه خصوصی که برای اختلال رسیده اند ، جلب شود ، اما برخی از مدیران دارایی ممکن است از طریق جستجوی عملکرد خود در این بازار ناکارآمد گرفتار شوند.

5. اضافه کردن معنی به ESG از طریق داده ها

فناوری و تجزیه و تحلیل بیشتر همچنان دنیای سرمایه گذاری را تغییر می دهد و می تواند فرصتی برای شرکت هایی که به دنبال ارائه معنا برای فرآیند سرمایه گذاری ESG هستند ، فراهم کند. به وضوح شکافی در سازگاری و کاربرد معیارهای شخص ثالث وجود دارد که بسیاری از مدیران دارایی را برای توسعه معیارهای اختصاصی خود برای ESG سوق می دهد که ممکن است با صنعت به صنعت دیگر متفاوت باشد. این یک پیشرفت مثبت برای بازارهای سرمایه است زیرا پاسخ متناسب تر به چالش ESG را تضمین می کند ، در حالی که به سرمایه گذاران امکان می دهد بازده را با ارزش ها و اعتقادات سرمایه گذاران نهایی خود ایجاد کنند.

در حالی که این روندها ممکن است در ابتدا به هم پیوسته به نظر نرسند ، برای اتاق های سمت خرید و فروش که نقاط را به هم وصل می کنند ، آنها یک گام مهم در جهت بهبود عملکرد مدیران فعال ارائه می دهند ، و این امکان را می دهد تا آنها را به جسورانه و متضاد بپردازند-دیدگاه ها-خون حیاتبازارهای سرمایه ای با عملکرد خوب. با داشتن منابع اطلاعاتی که قابل اندازه گیری هستند و در دسترس بودن فناوری و سیستم عامل برای تسهیل این فرآیند ، جایی برای شرکت های سمت خرید و فروش وجود دارد که بتوانند در محیطی که دارای فرصت است ، رشد کنند.

فارکس اسلامی...
ما را در سایت فارکس اسلامی دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : هدایت هاشمی بازدید : 55 تاريخ : شنبه 5 فروردين 1402 ساعت: 5:18